تبليغاتX
غول سفید - باز هم آن نامه

غول سفید

نامی که من بر عقل نهادم

باز هم آن نامه

قضيه نامه احمدي نژاد به بوش و واكنش ها و بازتاب آن در جهان و داخل كشور بسيار قابل تامل بود.خارجي ها كه بنا به توصيه قرآن راه "مروا كراما" و" قالوا سلاما" را برگزيدند و از كنار آن گذشتند.در بين ايرانيها اگر از موافقين و همراهان دولت كه به به و چه چه فراوان كردند بگذريم اين نامه منتقدين را بسيار آزرد.ببينيد كار به كجا رسيده است كه روزنامه شرق كه تا بحال بسيار دست به عصا راه مي رفت و سعي مي كرد در افراطي ترين حركت دولت نقطه مثبتي ببيند طاقتش تمام شد و به قلم خود قوچاني به اين نامه تاخته است.انصافا هم نكات خوبي را بيان كرده است گر چه متن اين نامه آنقدر پر اشكال است كه  نقد اين حركت احمدي نژاد از هر كسي بر مي آيد.

برخلاف نظر كسانيكه اين نامه را دنباله تند رويي و تند گويي هاي احمدي نژاد وهمچنين راديكال تر از اراده حاكم بر نظام مي دانند  من معتقدم اين حركت و حركات قبلي بسيار حساب شده و قدم به قدم از طرف نظام اجرا مي شود .به نظر من اگر احمدي نژاد مي خواست صرفا" بوش را نصيحت كند چه دليلي داشت كه اعلام شود كه" نامه فرستاده شده است ولي سر گشاده نيست" و بعدا" كه واكنشها ابراز شد متن آن منتشر شود.

به نظر من حرف كاندوليزا رايس از همه درست تر است كه گفت :"ايران دارد بازي در مي آورد".يكي از دلايل اين بازي خريد زمان است.با اينكار دنيا مدتي سركار بود ضمن اينكه هم چيز قابل ذكري در نامه نبود كه باعث ايجاد بحث يا درد سر جديدي شود هم واكنش طيف هاي مختلف جامعه در مورد برقراري ارتباط با آمريكا ديده شد.

من هنوز بر اين باورم كه مسوولين ايران عملگرا تر از آنند كه مي نمايانند.البته اين به معناي اين نيست كه لزوما" موافق منافع ملي عمل مي كنند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1385ساعت 19:55  توسط غول سفید  |