تبليغاتX
غول سفید - سازگارا

غول سفید

نامی که من بر عقل نهادم

سازگارا

وقتي نامه محسن سازگارا به احمدي نژاد راخواندم بسيارتاسف خوردم . از اينكه چرا شخصيتهايي چون او  هنوز در عالم واقعيت زندگي نمي كنند. تا وقتي اين آقايان بخواهند براي درد مردم نسخه بنويسند آش همين آش است و كاسه همين كاسه. يك روز با نظرخواهي اينترنتي مي خواهند نظام را عوض كنند.روز بعد تحصن پس فردايش اعتصاب غذا و...

واقعا" اين كارها چه ضربه اي به نظام وارد كرده است يا چه نفعي براي ملت داشته است؟

درست است كه بيان كارهاي فجيعي كه در گذشته انجام شده (يا الان مي شود) به آگاهي قشر خاصي از مردم منتهي مي شود و در جاي خود قابل تقدير است ولي هيچ وقت عالمگير نمي شود به بيان ديگر اكثريت مردم به آن بي توجهند.

با اينكه هيچ اطلاع ويژه اي از پشت پرده انتخابات رياست جمهوري اخير ندارم برخلاف  آقاي سازگارا معتقدم كه مردم به احمدي نژاد به طور گسترده راي دادند.اگر هم تقلبي بوده است  وسيع نبوده است. اين را هر كسي كه در ميان مردم عادي زندگي مي كند تاييد خواهد كرد .مشكل آقاي سازگارا اين است كه تحليل هايشان  به علت دوري از ايران مبتني بر اخبار دست چندم است.

به بيان ديگر هنوز گفتمان" مبارزه با فقر و و فساد و تبعيض" كه اصولگرايان دم از آن مي زنند براي مردم جذابيت بيشتري دارد تا گفتمان دمكراسي خواهي يا آزاديخواهي . شعار نان و مسكن و ازدواج هنوز مردم را خوشحال مي كند .لازم به ذكر است كه مردم  چيزي بيش از همفكران ما در شهرهاي بزرگند.

به نظر من اگر كسي بخواهد راهي براي گسترش دمكراسي در ايران بيابد آن را مطمئنا" از آگاهي مردم مي گذرد .تا مردم در سطح فكري امروز ايران باشند دمكراسي خواهي پشتوانه محكمي نخواهد داشت.از اين بالاتر من معتقدم اگر همين امروز حكومت ايران تبديل به يك حكومت با قانون اساسي صددرصد دمكراتيك شود و كليه اركان آن هم انتخابي باشند پس از چند سال دوباره تبديل به يك حكومت ديكتاتوري خواهد شد چون ساختار جامعه با استبداد خو گرفته است.(شما حتي در فوتبال ايران هم هميشه ردي از يك "سلطان" يا "ژنرال" مي بينيد كه همه چيز به او ختم مي شود .آن كه ديگر دولت ساخته نيست.)

مساله بعدي وجود احزاب و گروههاييست كه از بنيه اقتصادي قوي و جدا از دولت برخوردار باشند.منظورم همان طبقه متوسطي است كه بتواند بدون تغذيه از بودجه دولت امرار معاش كند. شايد بگوييد حكومت مانع بوجود آمدن ايم چنين طبقه اي مي شود .من البته اقتصاددان نيستم ولي  با اين حال فكر مي كنم اين كار عملي است اگر چه در بلند مدت.شايد هم يك راهش فعاليت اقتصادي در خارج كشور باشد. ما تا اين طبقه را نداشته باشيم هر تلاشي كه بكنيم به دمكراسي نخواهيم رسيد .

با وجود تمام انتقادهايي كه به خاتمي وارد بود  او به خوبي اين نكته را فهميد كه آن بيست ميليون راي به شخص او يا برنامه هايش نبود بلكه يك "نه" ساده به  كانديداي ديگر بود.او با اين درك توانست از در گيري با غول بي شاخ و دمي كه همه به جنگ با او دعوتش مي كردند و مي توانست منجر به عواقب خطرناكي براي ايران شود(چيزي كه در غياب تدبير او در قضيه كوي دانشگاه  مي توانست رخ دهد)بپرهيزد.

چكيده سخن اينكه مردم (به معني اكثريت آدمهايي كه در ايران زندگي مي كنند) مشكلي اگر با حكومت دارند قطعا" نبود دمكراسي نيست(اگرچه بايد باشد). افرادي مثل آقاي سازگارا هم اگر مي خواهند در راه اصلاح امور مملكت كاري بكنند راهش اينست كه اول از همه به وجود يك دولت مركزي مقتدر كه از طرف دنيا به رسميت شناخته شده است  در ايران معترف شوند و در راه آگاهي دادن و تقويت نهادهاي مستقل از دولت بكوشند آن هم در آرامش. با تمام احترامي كه براي  ايشان قائلم بايد بگويم كه از اين ذكر مصيبتها و شاخ وشانه كشيدنها چيزي عايدما وايشان نخواهد شد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385ساعت 18:18  توسط غول سفید  |