تبليغاتX
غول سفید - نیمه شعبان

غول سفید

نامی که من بر عقل نهادم

نیمه شعبان

نیمه شعبان دیگری بی تو می رسد ومن هنوز ته دلم به شرافت جمعه  سوگند می خورم .  

مولاي سبز پوش

مولاي سبز پوش اي اعتبار عشق
 شاعر تر از بهار ، اي تك سوار عشق
 در اشكريز باغ ، وقتي كه گل شكست
 وقتي كه آفتاب در من به شب نشست
نام عزيز تو فرياد باغ بود
 ياد تو در كسوف ، تنها چراغ بود
 شب بي دريغ بود ، من تلخ و نا اميد
تو مي رسيدي و خورشيد مي رسيد
 وقتي پرنده ها دلتنگ مي شدند ، دلتنگ مي شدي
وقتي شكوفه ها بي رنگ مي شدند ، بي رنگ مي شدي
 وقتي كه عاشقي از عشق مي سرود ، لبخند مي شدي
 وقتي ترانه اي از كوچه مي گذشت ، خرسند مي شدي
 اعجاز تو به من جاني دوباره داد
 مولاي سبز پوش يادت به خير باد
 من مثل يك درخت ، تنها و سوگوار
 در فصل برف و يخ ، مأيوس از بهار
 تو آمدي و باز ، پيدا شد آفتاب
 شولاي برفي ام ، شد قطره قطره آب
 اي قصه گوي عشق
 اي يار ، اي عزيز
اي آبروي عشق
اعجاز تو به من نامي دوباره داد
 مولاي سبز پوش ، يادت به خير باد
 مولاي عاطفه
 هم قلب تو اگر عاشق نبوده ام
 جز با تو اين چنين
 با قلب خويش هم ، صادق نبوده ام
 من مثل يك درخت
گل پوش مي شوم
 در بطن هر بهار
 تا يك درخت سبز
 از تو به يادگار
 باشد در اين ديار
 مولاي سبز پوش ، يادت به خير باد

ایرج جنتی عطایی

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم شهریور 1385ساعت 18:24  توسط غول سفید  |